این یارو کچلِ بود که تو ماهواره انرژی درمانی از راه دور می کرد. چشماشو می بست، دستاشو رندم تو هوا تکون می داد و با تمرکز زیر لب زمزمه طوری می گفت: انرژی مثبت...انرژی مثبت.
بعد یه بار یه یارویی زنگ زد بهش گفت آقا من کچلم می شه یه لطفی کنی از راه دور کاشت مو کنی برام؟ یاروام انصافاًَ آدم بامحبتی بود و دوست داشت تا جایی که از دستش بر می آد به همه کمک کنه گفت آره عزیز دلم، سعیمو می کنم. بعد هی گفت آزاد شو... آزاد شو، هر چند دیقه هم از طرف فید بَک می گرفت که اوضاعش چطوره، بعد یه زور محکم زد که یهو قرمز شد و پرسید حالا چی؟
یارو گفت: آها، یه دونه زد بیرون
بعد یه بار یه یارویی زنگ زد بهش گفت آقا من کچلم می شه یه لطفی کنی از راه دور کاشت مو کنی برام؟ یاروام انصافاًَ آدم بامحبتی بود و دوست داشت تا جایی که از دستش بر می آد به همه کمک کنه گفت آره عزیز دلم، سعیمو می کنم. بعد هی گفت آزاد شو... آزاد شو، هر چند دیقه هم از طرف فید بَک می گرفت که اوضاعش چطوره، بعد یه زور محکم زد که یهو قرمز شد و پرسید حالا چی؟
یارو گفت: آها، یه دونه زد بیرون
